بررسی چرخه ی واکنش جنسی در یک رابطه

وقتی کرستن توانست چرخه ی واکنش جنسی خود را بهتر بشناسد، بسیاری ار ابعاد برای رابطه اش با پاول معنا پیدا کرد. او فهمید که چرا بعد ار هر بار مقاربت او به خود می گوید: «عالی بود. بادم باشد بیشتر با پاول مقاربت کنم!» او حتی متوجه شد که هرگز به گفته ی خود عمل نمی کند، زیرا به طور ناخودآگاه انتظار دارد قبل از آنکه تحریک شود، برای مقاربت تمایل داشته باشد. علاوه بر این، زندگی بدون رابطه ی جنسی، از نظر فیزیکی او را آزار نمی داد و قلب رمانتیک او باعث شده ‏بود عقیده داشته باشد که انسان در برابر فردی که عاشقش است، نیازی ندارد که برای تحریک شدن تلاش کند.

‏اگر چه اگاهی و دانش مرتبط با تمایلات جنسی جالب و مفید بود اما نتوانست رابطه ی آن ها را تغییر دهد. این تغییر زمانی ایجاد شد که کرستن متوجه شد در مورد روابط جنسی چقدر خود خواهد نه عمل کرده است. به محض آنکه او بویایی ترس و شرم را مشاهده کرد، دریافت که وقتی از مقاربت اجتناب می کند، فقط به تمایل خود فکر می کرده و به نیازهای پاول توجهی نداشته است.

او متوجه شد که وقتی عشق فیزیکی را که در گذشته با امادگی ابراز می کرده، اکنون از پاول دریغ کرده است، چقدر باعث شرم او شده است. مساله ی مهم دیگر این بود که او نیازهای این رابطه را نادیده ‏گرفته بود. او بارها به خود گفته بود: «چرا باید کاری را انجام دهم که تمایلی به آن ندارم؟» و در موضع خود احساس می کرد که حق با اوست. او تا حدودی فکر می کرد که اگر مثل گذشته تمایلی به روابط جنسی ندارد، تقصیر پاول است. از همه گذشته، در روزهای اول ازدواج، پاول کرستن را تحریک می کرد، چرا الان نمی تواند ؟

در نهایت، افزایش آگاهی، پذیرفتن مسؤولیت، تجربه کردن شرم و پشیمانی از رفتارها باعث شد کرستن و رابطه اش با پاول به کلی تغییر کنند. به محض آنکه کرستن میان پشیمانی و اجتناب از مقاربت پیوند برقرار کرد، دیگر نتوانست نیازهای پاول یا نیازهای رابطه شان را نادیده بگیرد.

دسته‌بندی‌ها: سلامت جنسی

برچسب‌ها: ,,,