خانم ها باید درباره ی درخواست شنیدن احساسات همسرشان تجدید نظر کنند !

در این جا دوباره به خانم ها یاداوری می کنیم که درباره ی خواسته ی خود دقت کنید، به این دلیل که اگر وقتی شوهرتان شاخه ی زیتون را که نماد صلح و دوستی است به سوی شما دراز کند اما شما از پذیرش آن اجتناب کنید، انجام خواسته ی شما برای او دشوار یا حتی غیرممکن خواهد شد. در میان گذاشتن افکار و احساسات، یکی از درخواست های متداول زنان از مردان است و دلیل ان، نیاز به برقراری ارتباط است. وقتی زنان احساسات خود را با دوستان هم جنس خود در میان می گذارند، احساس می کنند که به آن ها نزدیک تر هستند.

اما وقتی مردان درباره ی احساسات خود صحبت می کنند، در واقع آسیب پذیری های خود را اشکار می کنند. اگر از مردی انتظار دار ید که با احساسات خود رابطه ی نزدیکی داشته باشد و آن ها را اشکار کند، باید از تمام آشفتگی ها، بی صبری ها، انتقادات و دیگر کارهایی که موجب لگد مال شدن قلب او می شوند و در گذشته به او اموخته شده که دشمن امنیت او هستند، دست بکشید.

آیا دوست دارید او یکی از دوستان هم جنس شما شود یا فقط می خواهید به او نزدیک تر شوید؟

به طور معمول، خانم ها به این روش با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند که یکی از آن ها آسیب پذیری هایش را برای دیگری اشکار می کند. آن ها به صورت کلامی یا زبان اشاره، به یکدیگر می فهمانند که احساس نگرانی، اضطراب و ناراحتی دارند و یا مورد بی توجهی قرار گرفته اند. سپس دوست هم جنس آن ها با اشکار کردن آسیب پذیری های خودش، سعی می کند نشان دهد که آن ها را درک می کند و در نتیجه هر دو طرف احساس می کنند که به یکدیگر نزدیک تر شده اند.

اما همان طور که پیش تر گفتیم، اقایان از دوران کودکی می آموزند که آسیب پذیری های خود را مخفی کنند. به همین دلیل، وقتی زنی به مردی می گوید که احساس بدی دارد، مرد در بهترین حالت، احساس بی قراری و در بدترین حالت، احساس بی کفایتی می کند و خود را مستحق سرزنش می داند.

این مساله باعث می شود که مرد از زن غافل شود، به او بگوید چه بکند یا فقط قبل از آنکه بیشتر خود را در دردسر بیندازد، اتاق را ترک کند و اگر زن سعی کند عکس العمل او را تجزیه و تحلیل کند، اوضاع وخیم انر نیز می شود. مردان برخلاف زنان، از اینکه مورد تجزیه و تحلیل قرار بگیرند، متنفرند و از همه بیشتر، از روانکاوی تنفر دارند. مانند این جمله: «اتو نمی توانی احساسات مرا درک کنی؛ درست مثل پارت که هرگز نتوانسته بود مادرت را خوشحال کند.»
و اگر مرد با این نوع تجزیه و تحلیل زن موافق نباشد، به «حاشا کردن» محکوم می شود.

‏آیا محتوای صحبت های شوهرم به راستی تا این اندازه تغییرکرده است ؟

بسیاری از زنان تصور می کنند در تمام مدت نامزدی شان، شوهرشان همواره درباره ی احساساتش با آن ها صحبت می کرده ‏اما ناگهان بعد از ازدواج، واژگان احساسی را به طور کامل فراموش کرده است. تحقیقات نشان می دهد که میان انتخاب واژگان یا ساختار جملات اقایان در قبل و بعد از ازدواج، هیچ تفاوتی وجود ندارد؛ البته مادامی که ابر سیاه ‏تنفر اسمان خانه را نپوشانده باشد. در این صورت، هر دو طرف به بیماری های مزمن انتقاد گوزن، حالت تدافعی به خود گرفتن و دیوار سنگی کشیدن مبتلا می شوند.

آنچه قبل از ازدواج بسیار متفاوت بوده، محتوای صحبت های شما نبوده بلکه منافع دوجانبه میان زوجین بوده ‏که ذر دوران نامزدی، بیشتر است. شما در دوران قبل از ازدواج، از نظر احساسی، به یکدیگر نزدیک تر بودید اما اکنون چنین نیست و نداشتن این رابطه ی نزدیک، منبع اصلی تنفر است. بر هم خوردن این رابطه ی نزدیک، به دلیل درک نادرست ترس و شرم است و متاسفانه، هیچ چیز نمی تواند به اندازه ی برقراری رابطه ی نزدیک، ترس و شرم را تسکین دهد.

دسته‌بندی‌ها: روانشناسی,روانشناسی خانواده

برچسب‌ها: ,,,