علل بیومکانیکی اثرات سوء اعمال نیروی فعال بر عضلات در هنگام خستگی

ظرفیت جذب انرژی ‏و قابلیت برگشتی واحدهای عضلانی – وتری، تعیین کننده اصلی و عمده چگونگی اجرای فرد، در ‏تمرین ها و ورزش هاست. با وجود این، واحدهای عضلانی وتری نقط زمانی می توانند به طور مؤثری ‏انجام وظیفه نمایند که عضلات در حالت خستگی نباشد.

‏یک عضله خسته در انجام قابلیت و توانایی اش برای اعمال نیرو(تنش) بر روی وترهایش ناتوان بوده و دچار محدودیت است که این امر نیز به نوبه خود قابلیت، توانایی وترها برای جذب انرژی کرنشی را محدود می کند. درنتیجه، خستگی عضله باعث کاهش ظرفیت جذب انرژی واحد عضلانی ‏وتری می شود و هرچه میزان و درجه خستگی بیشتر باشد، میزان کاهش در ظرفیت جذب انرژی واحد عضلانی وتری نیز بیشتر است. به هنگام انجام هر حرکتی، از قبیل مرحله جذب دودریدن و یا فرود آمدن از یک پرش که متضمن جذب انرژی پتانسیل گرانشی وانرژی جنبشی است، وسعت و دامنه ای که در آن یک واحد عضلانی وتری ویژه مجبوریه طویل شدن است تا نقش وسهم خود را در جذب انرژی ایفا کند، به وسیله مقدار نیرویی که آن عضله می تواند تولید کند، تعیین می شود. هرچه نیروی تولید شده به وسیله عضله بیشتر باشد، میزان مسافتی که آن واحد عضلانی وتری باید طویل شود تا مقدار معینی از انرژی کرنشی را جذب نماید، کوتاه تراست.

‏خستگی عضله باعث کاهش مقدار نیروی انقباضی می شود که این عضله می تواند تولید کند. ‏برای جذب مقدار معینی انرژی، یک عضله خسته مجبور است نسبت به عضله خسته نشده به میزان بیشتری طویل شود. از آن جا که نشان داده شده است که یک عضله بدون توجه به سطح خستگی در درجه یکسانی ازکشش تسلیم می شود، از این رو، نتیجه گیری می شودکه یک عضله خسته نسبت به عضله خسته نشده به احتمال بیشتر فراتر از نقطه تسلیم مربوطه تحت کشش قرار می گیرد (میر و همکاران ۱۹۹۶‏).

‏از این گذشته، زمانی که سطح تلاش با وجود خستگی نسبتا ثابت باقی می ماند همانند زمانی که با یک سرعت ثابت می دویم و یا به مدت طولانی روی تردمیل هستیم، کاهش تدریجی در ظرفیت جذب انرژی واحدهای عضلانی – اسکلتی به خاطر خستگی عضله به طور اجتناب ناپذپری منجر به افزایش میزان کشش بر روی ساختار مربوطه و به ویژه استخوان ها و مفاصل می شود. زیرا مقدار انرژی جذب شده در هر مرحله ازفعالیت نسبتا ثابت باقی می ماند.
‏در نتیجه، هرچه درجه خستگی عضلا‏نی بیشتر باشد، خط آسیب دیدگی تمام اجزای دستگاه ‏عضلانی اسکلتی نیز بیشتر است. همچنین درد ناشی از خستگی عضلانی، حرکت عضلات فعال ‏مفاصل مربوطه را محدودتر می کند که این عمل به نوبه خود، منجر به درد ناشی از تغییرات فرسایشی غضروف و افزایش آتروفی عضله شده ه یا بر اثر انجام حرکات جبرانی درمقابل خستگی عضلاتی منجربه ایجاد فشار موضعی بیش ازحد می شود.

حرکات ممنوعه از نظر فیزیولوژیکی

‏تمرین یک حالت ایمن از خطر را به وجود می آورد. اما برخی از فشارهای زیاد در اثر حرکات ممنوعه، یک پاسخ تحریک آمیز ‏و یک حالت سوء تنظیمی و یک وضعیت خسارت زننده به ‏سلامتی را موجب می شود. برای مثال، ایجاد تنگی نفس و بیش تمرینی و تشدید بیماری های داخلی ‏از مواردی هستند که از طریق فشار تمرینات القا می شود. در تمرینات خطرناک یا حرکات ممنوعه تعادل طبیعی بین پاسخ های آماسی و تحریک آمیز موافق و مخالف بدن به هم می خورد.

‏متخصصین مکانیزم بیماری های فیزیولوژیکی مشخص کرده اند. که ارتباط وسیعی بین نوسان های تمرینی و گلبول های مفید قبلی از پرداختن به فعالیت وجود دارد. در این روش مشخص شد که بعد از انجام حرکات ممنوعه و خطرناک، گلبول های سفید، بیش ازحد طبیعی پاسخ به تحریک های مصون سازی از یک تمرین درست، به گردش خون تحویل داده می شوند. برای مثال، در بیش تمرینی عمرکوتاه نوتروفیل ها به طور طبیعی به دلیل اسید وز وهایپکسی ناشی از تمرین بوده و حالات آماسی و تحریک آمیز به وجود آمده، بیش از وضعیت طبیعی بدن است. در تک ماهی با بصیرت و علمی دیده شده است که تمرینات ممنوعه تغییراتی را در پاسخ های بعدی بدن ایجاد می کنند و پاسخ های مصون سازی تمرین را کاهش داده و سیستم هموستاتیک بدن را تخریب کرده و به هم می زنند.

دسته‌بندی‌ها: ورزش

برچسب‌ها: ,,