نقدی بر طب جدید

روزگاری که همگان امیدوارانه تحولات انقلاب گونه پزشکی را نظاره می کردند و می دیدند که آنچه قرن ها به عنوان راه تأمین و حفظ سلامت می شناختند به یکباره مردود و ناموجه اعلام می شود و خط بطلان بر همه اعتقادات و توصیه های پزشکی گذشتگان کشیده می شود ،چشم داشتند که فرهنگ و مکتب جدید پزشکی،تحفه های با ارزشتر و گرانبها تری را به آنان تقدیم کند .وصد البته که در ظاهر، نوآوری ها رضایتبخش بوده وبه آسانی جایگزین شد. اما امروز از آن همه آرزو واشتیاق برای مردم استعمار زده ای که هر روز بیشتر در منجلاب متعفن بیماریهایی که خود این دست شفا بخش پدید آورده فرو می رود و غرق می شوند و برای قربانیان بی شمار اشتباهات فاحش وگناه آلود این طب نوخاسته متوفی چه چیزی جز یأس وسرخودگی وجز دلسردی و تنفر از زندگی بر جای مانده است ؟و برای نسل جدید و کودکان رنجور وعصبی و بیماری که هر روز با انبوه قرص ها و داروهای صنعتی و مسموم مواجه می شوند و با مصرف هر قرص و شربت بیماری جدیدی را در ابتدای راه زندگی دیتاور می شوند ،چه آینده پرشور و درخشانی باقی مانده است ؟ در حالیکه هرروز تریبونهای تبلیغاتی دستگاه مجلل طب اروپائی با هیاهوی فراوان از پیشرفتهای چشمگیر محققان طب جدید و موفقیتهای روز افزون آنان در کنترل و درمان بیماریها و کشفیات شگفت انگیز محافل علمی غرب دم می زنند و از تأثیر فوق العاده طب اروپائی وتغذیه مدرن بر سلامت جامعه کاهش بیماریها و افزایش طول عمر آدمی سخن می گویند و هر روز ایده ای نو ،تزی تازه ،دارویی جدید و تجهیزاتی پیشرفته از پیش را به نام تمدن مدرنیته به صحنه می آورند و هزینه و سرمایه ها ی سرسام آور و هنگفتی را از کشور های استعمار زده ای مانند ایران به سوی غرب غارتگر سرازیر می کنند اما با تمام این ظاهر سازیها هر چه به محیط پیرامون خود و اجتماع خود می نگریم .اثری از آن همه امید وشور و نشاط و آن همه نتایج خارق العده نمی یابیم. هر روز بر شدت شیوع و گسترش بیماریهای صعب العلاج ومهلک و مرگ آور افزوده می شود .

هر روز عوارض جانبی داروهای شیمیایی و روش های خطرناک درمانی بیماریهای جدید و مرگ ومیر تازه ای می آفریند. هر روز چهره هموطنانمان را زرد و و زارتر، فرتوت تر، خموده تر ،عصبی تر ،رنجورتر،و خسته تر از روز پیش می بینیم .بیمارستانها مملو از بیماران مبتلا به بیماریهایی اشت که تا به حال در طول تاریخ هرگز وجود نداشته اند مرگ ومیر های ناشی از سکته و سرطان در سنین بسیار پایین بیداد می کند. بیماریهای مزمن غیر قابل درمان البته از نظر طب غربی مانند آتروزها وضایعات اسکلتی دیگر، اتریت، روماتوئید ، لوپوس ، سردرد های میگرنی مشکلات تنفسی ،آسم ها ،رینیت ها ، آلرژی ها ، بیماری های گوارشی ، افسردگی ها ، وهزاران بیماری دیگر که طب غرب در درمان آنها به طور کامل عاجز است .آنچنان شیوعی یافته اند که با جسارت می توان گفت که اکثریت غریب به اتفاق ایرانیان مبتلا به یک یا چند نوع از بیماری ها هستند. حتی بسیاری از کسانیکه بیماری خاصی ندارند به طور کاملاً مشهود دچار خستگی، عصبیت ،افسردگی ، کسالت ، بی رمقی ، ضعف ، و … هستند .

چه فراوانند کسانیکه هر روز به دلیل اشتباهات محرز پزشکی نه اشتباهات محرز پزشک ! و عوارض جانبی دارو ها و روشهای درمانی طب جدید و یا نا توانی های شرم آور این طب به کام مرگ و نیستی فرو می روند! و چه بسیارند کسانیکه با امیدهای فراوان به سوی پزشک می روند و پس از اتلاف هزینه های گزاف و خارج از توان در آخر هیچ نتیجه ای جز یأس و ناامیدی از بهبودی نصیب نمی یابند، بلکه بیماریهای بدتر و خطرناک تری را نیز تجربه می کنند.

نقدی بر طب جدید

دسته‌بندی‌ها: گوناگون

برچسب‌ها: ,,,,,