وقتی مرد همسرش را در رختخواب تنها می گذارد

بسیاری از مردان نمی دانند که چگونه لذت ناشی از رابطه ی جنسی را از بین می بوند. در اوایل ازذواج، زنان روابط جنسی را دوست دارند، خواهان آن هستند و برای آن انرژی دارند. پس چه اتفاقی می افتد؟ در این جا شش روش متداول را که به گفته ی زنان، مردان با استفاده ‏از آن همسرشان را در رختحواب تنها می گذارند ذکر می کنیم:

۱- مردان رابطه ی جنسی را با صمیمیت اشتباه کی گیرند. همسر من تصور می کند که رابطه ی جنسی، مانند جلوی فروشگاه و خرید کردن است. او تصور می کند که با برقراری رابطه ی جنسی می تواند به من توجه کافی نشان دهد و به دلیل صمیمی بودن، به صورت اعتباری خرید کند، نیازهای من سردو، نوازش را برطرف کند، رمانتیک باشد، زمانی را با من بگذراند که از نظر کیفی مثبت باشد و من برای او مانند یک خودروی کمپر (خودروی دارای رختخواب) باشم. او فکر می کند که می تواند تمام اینها را فقط با رابطه ی جنسی انجام دهد و وقتی این رابطه تمام می شود، من دوباره تنها می شوم.

۳- همه چیز در او خلاصه می شود. رابطه ی جنسی تنها یک معنی دارد: رسیدن او به ارگاسم. او از من نمی پرسد که آیا من هم به ارگامم رسیده و ارضا شده ام یا خیر. عشق بازی او به قدری کوتاه است که من احساس می کنم باید همه ی کار را خودم انجام دهم. با آنکه من از رابطه ی جنسی لذت می برم و آن را می خواهم، به قدری از این نگرش او متنفر شده ام که لذت بردن از این رابطه برایم روز به روز دشوارتر می شود.

‏۴- رابطه ی چنسی تنها زمانی اتفاق می افتد که او به آن علاقه نشان می دهد. من همیشه می توانم تخشیص دهیم که چه موقع شوهرم خواهان مقاربت است، زیرا فقط درچنین مواقعی است که به من محبت می کند. زمانی که او بازوانش را به دور من حلقه می کند یا مرا نوازش می کند، با این روش می خواهد به من بگویدکه ز‏مان مقاربت فرا رسیده است. او نمی داند که روش اوچقدر آشکاراست. من احساس می کنم که اوفقط در چنین موافقی به من علاقه مند می شود. در مواقع دیگر، او در دنیای خودش است.

۵- از بین بردن ارزش روابط جنسی با بی ادبی. اگر قرار است مقاربت، تجربه ای خاص برای هردوی ما باشد، من نمی توانم آن را با شوخی های گستاخانه یا کنایه های مکرر جنسی مطابقت دهم. از نظر من، مقاربت، رابطه ای وحشتناک میان زن و مرد است. تبدیل این رابطه به جوکی کثیف، ملالت باراست. برای مثالی، باد در کردن، شروع خوبی برای عشق بازی نیست.

۶- او از من انتظار دارد مثل او باشم. شوهر من نمی فهمد که از نظر من، مقاربت، رابطه ای احساسی است که براساس مهربانی و احترام شکل می گیرد. بدون این معنا، من از نظر جنسی تحریک نمی شوم. حتی وقتی احساس می کنم به او نزدیک هستم، باز هم کمی طولی می کشد تا از نظر جنسی برانگیخته شوم. من نمی توانم در عرض پنج دقیقه، به آن مرحله برسم اما او من توانا. هیچ گاه نتوانستم به او بفهمانم که من برای این کار، به زمان و توجه بیشتری نیاز دارم.

۷- او از نظر جنسی مرا نادیده می گیرد. من درموقعیت رقت انگیزی قرار دارم، زیرا در بین دوستانم تنها زنی هستم که بیشتراز شوهرش خواهان روابط جنسی است. دوستان من همیشه ازاینکه شوهرشان از مقاربت سیر نمی شود شکایت می کنند، در حالی که من تشنه و تنها رها شده ام. نقش من و شوهرم عوض شده است. من این رابطه را می خواهم اما او نه. او فکر نمی کند که من چگونه نیازهای جنسی خود را برطرف کنم؟ من بهداستی در رختخواب اننم ما هستم.

دسته‌بندی‌ها: سلامت جنسی

برچسب‌ها: ,,