چگونه در محل کار نه بگوییم(7)

فروشنده ماشین ظرفشویی، ماشین، تلویزیون، ایزوگام، پنجره و… همه میگویند: «باضمانت پس از فروشی».

به گزارش مجله زنان، اینجا چه اتفاقی افتاده است: اگر برای خرید چیزی دو دل هستید وقتی کلمه «ضمانت» به گوشتان میرسد مقاومت و تردید شما به کل محو می شود. با ضمانت مطمئن می شوید که دچار دردسر نخواهید شد. و اگر هم محصولی که خریده اید با مشکلی مواجه شود، دیگر لازم نیست برای تعمیر آن پول بپردازید اما چرا فروشنده شما را تشویق می کند که قرارداد سرویس دهی را امضاء کنید؟

پاسخ: «اگر این وسیله دارای ضمانت نامه است، پس چرا باید فرم سرویس را بخرم»؟

هشدار: وقتی کلمه ضمانت به گوشتان می رسد، لامپی در ذهنتان روشن می شود. خودتان را با همان ضمانت نامه راضی کنید در اینصورت هیچ لزومی ندارد تا پولی بابت سرویسهای دیگر پرداخت کنید.

«تنها چند تا دیگر باقی مانده است. صادقانه میگویم، اگر جای شما بودم آن را بر می داشتم».

اینجا چه اتفاقی افتاده است: این وسیله کمیاب و پیدا کردن آن بسیار مشکل است اما به نسبت قیمت بالائی هم دارد. آیا به این دلیل که به آن نیاز دارید و یا آن را دوست دارید می خواهید آن را بخرید؟ یا به این دلیلی که دوست یا همسایه اتان ان را دارد حاضرید چنین قیمت بالائی بپردازید؟

پاسخ: «متشکرم، اما صبر می کنم تا قیمت آن کمتر شود».

هشدار: نسبت به کلمات صادقانه و یا کلماتی اینگونه که فروشندگان از ان استفاده می کنند مشکوک باشید. یادتان باشد که شغل او این است که چیزی به شما بفروشد.

کارها را به روش خود انجام دهید

کارها را به روش خود انجام دهید بازاریابان تلفنی وقت شما را می گیرند، پرستار بچه پولتان شما را می گیرد، نقاشی سلیقه خود را به شما تحمیل می کند، لوله کشی هر وقت که بخواهد برای تعمیر لوله می آید و… وقتی خوب دقت می کنید متوجه می شوید این شما هستید که دارید به دیگران سرویس می دهید، همین مسأله منجر به ایجاد نتایجی ناراحت کننده برایتان می شود. وقتی در برابر خواستانها تسلیم می شوید احساسی عصبانیت می کنید. تنها به خاطر اینکه از نه گفتن خجالت می کشید خود را آزار می دهید.

وقتی میخواهید در مورد بعضی از مسائلی کنترل کامل داشته باشید، باید محکم و قاطع باشید. دیگران سعی می کنند کارشان را انجام دهند اما نکته مهم این است که عملکرد آنها چه تأثیری میتواند روی شما داشته باشد. آنها شما را با پیشنهاداتشان تنها میگذارند و به دنبال کار دیگری می روند. پس سعی نکنید با پذیرفتن هر چیزی به سادگی، خود را نامید کنید.

«ما یک تحقیق کوتاه تلفنی داریم. می خواهم چند سؤال کوچک از شما بپرسیم. تنها چند دقیقه وقتتان را می گیرم»

اینجا چه اتفاقی افتاده است: بازاریابان تلفنی و فروشندگان محلی در هر صورت به شما زنگ میزنند. حال چه اسمتان در دفترچه تلفن شهر باشد و چه نباشد. آنها وقتی در حالی شام خوردن یا وقتی در حال از شما میپرسند. بعضی از آنها می گویند اگر چند دقیقه به حرفهایشان گوش کنید ممکن است برنده یک سفر رایگان و یا مبلغی پول شوید. تلفن آنها کاری بی ادبانه است. آیا باید به حرفهایشان گوش دهید و به سؤالاتی که اغلب خصوصی هستند پاسخ دهید – به نظر میرسد این سؤالات چیزی بیشتر از یک تحقیقی کوتاه باشد.

پاسخ: «نه، دیگر اینجا تلفن نزنید». بعد به راحتی گوشی را بگذارید.

هشدار: بازاریابان تلفنی افرادی مزاحم هستند که فقط به سود و منفعت خود می اندیشند. شانس صحبت کردن با آنها در صورت استفاده از شرایط خوب زیر صفر است. اگر نمی توانید نه بگوئید گوشی را بگذارید، این اوست که بی ادب است نه شما.

«سلام، از انجمن محلی تماس میگیرم. واقعاً به حمایت شما نیاز داریم».

اینجا چه اتفاقی افتاده است: محلی یا نه، راست یا دروغ کمک به سازمانی که هیچ اطلاعی از آن ندارید و اصلاً آنها را نمی شناسید کار عاقلانه ای نیست. این روزها فهمیدن این نکته که چه چیزی راست است و چه چیز دروغ غیرممکن است. اگر بخواهید چنین کاری را انجام دهید باید به تمهیداتی بیندیشید.پ

پاسخ: «نه، ادامه ندهید. من به این نوع تماسی ها پاسخ نمی دهم اسم مرا از لیستتان خارج کنید».

هشدار: این نوع تماس ها تعرضی است نسبت به حریم خصوصی شما. هر چیزی که آنها می گویند و یا ارائه می دهند می تواند جعلی باشد.

چگونه در محل کار نه بگوییم(7)

دسته‌بندی‌ها: گوناگون

برچسب‌ها: ,,,,,