چگونه در محل کار نه بگوییم(8)

«افراد من آماده هستند که کارشان را شروع کنند. هشت و نیم صبح فردا انجا هستند».

به گزارش مجله زنان، اینجا چه اتفاقی افتاده است: ماه هاست که منتظرید آنها روزی را تعیین کنند و حال کاملاً بی خبر و سرزده میخواهند سر برسند. چه اتفاقی ممکن است بیفتد. این کارگران ناگهان یک روز ازاد و در اختیار دارند و می خواهند از ان استفاده کنند تا پولی هم به جیب زده باشند. این مشکل شما نیست. باید نیمی از روزتان را صرف انها کنید و اتفاقا در آن روز برنامه شلوغی هم خارج از خانه دارید.

پاسخ: «نه. چند روز دیگر به شما اطلاع می دهم».

هشدار: آنها برای شما کار می کند. این شما هستید که به آنها پول می دهید. کار آنها منطقی نیست.

«این رنگ باعث گرمای بیش از حد این اتاق می شود، اینطور فکر نمی کنید»؟

اینجا چه اتفاقی افتاده است: وقتی خوب دقت می کنید میبینید که نظر شما این نیست. دقیقاً برعکس فکر می کنید، این رنگ بسیار عمیق، زیبا و تضاد متناسبی با فرش و مبلمان دارد. نقاشی دو دیوار را به سابقه خودش بدون اینکه آن را ببینید رنگ کرده است. او سعی می کند تا شما را قانع کند که کارش را دوست داشته باشید. اصرار می کند که دیگر نمیتواند رنگ آن را تغییر دهد و بهانه های مختلفی می آورد. اتاق تاریک می شود، خیلی دیر است، رنگ کافی نداریم و چندین بهانه دیگر. شما با چنین رنگی احساسی ارامش نمی کنید. هر نقاش حرفهای میداند که باید مطابق خواسته کارفرمایشی عمل کند.

پاسخ: «نه. این آن چیزی نیست که من میخواهم. با این رنگ نمی توانم زندگی کنم».

هشدار: او اشتباه می کند، این شما هستید که راست می گویید. عقب نشینی نکنید. اگر کوتاه بیایید هر وقت که وارد خانه اتان می شوید خود را سرزنش می کنید که چطور توانستید به او اجازه دهید عقیده اش را به شما تحمیل کند.

«شرکت برق به شما میگوید یک تعمیر کار بین ساعت نه صبح تا پنج بعدازظهر یا هشت صبح تا دو بعدازظهر نزد شما است». آیا این فاصله زمانی مسخره نیست.

اینجا چه اتفاقی افتاده است: شرکت برق فکر میکند که وقت شما در اختیار آنهاست. باید شش یا هفت ساعت منتظر تعمیر کاری باشید که هنوز هم معلوم نیست می آید یا نه. اگر برنامه ای داشته باشید باید از شرکت بخواهید که دقیقاً زمان خاصی را مشخص کند.

پاسخ: «این غیرقابل قبول است. شما دارید زمان مرا محدود به خواسته های خودتان می کنید. (چنین برخوردی، حتما مؤثر واقع خواهد شد)

هشدار: وقتی ماهانه مبلغی را بابت حق اشتراک تعمیرات میپردازید، چنین چیزهایی واقعاً دردآور است. شرکت میداند که می توانید حق اشتراکتان را باطل کنید.

«دکتر در حالیکه اخم کرده و تأکید به اضطراری بودن این موقعیت دارد میگوید: «باید فوراً جراحی را شروع کنیم. حداکثر تا دو هفته دیگر».

اینجا چه اتفاقی افتاده است: شما به اندازه کافی از بیماری خود وحشتزده هستید، از جهت دیگر در مقابل شهرت و آوازه این پزشک هم احساس ضعف می کنید. دوستانی که به آنها اعتماد دارید او را به شما معرفی کردهاند. آنها میگویند. او در کار خود بی نظیر است، اما اگر اشتباه کرده باشد چه؟ علائم بیماری نوع تشخیص دیگری را نشان می دهد و به نظر میرسد میتوان با دارو آن را از بین برد. دکتر میگوید که به تشخیص خود اطمینان دارد و برای چهارشنبه هفته بعد برایتان وقت جراحی تنظیم کرده و شما احساس می کنید چقدر خوشی شانس هستید که او وقتی برایتان در نظر گرفته است.

پاسخ: «نه، میخواهم با دیگران هم مشورت کنم. اگر آنها هم همین نظر را داشتند در اختیار شما هستم».

هشدار: سالیان سال است که او را می شناسید بنابراین هر زمان که نزد او بروید از شما استقبال خواهد کرد و قطعاً مسئولیت جراحی شما را به عهده خواهد گرفت. پزشکان حرفهای معمولاً از بیماران خود ناراحت نشده و آنها را تحویل پزشک دیگری نمی دهند.

چگونه در محل کار نه بگوییم(8)

دسته‌بندی‌ها: گوناگون

برچسب‌ها: ,,,,,